ازدواج از دیدگاه قرآن و اهل بیت

ازدواج از دیدگاه قرآن و اهل بیت

موجود

پرداختی: 4,500 تومان

توضیحات محصول

 

ازدواج از دیدگاه قرآن و اهل بیت

تحقیقی کامل در 18 صفحه با فرمت word قابل ویرایش جهت استفاده دانشجویان و دانش اموزان با قیمت مناسب 4500 تومان

فهرست مطالب

چکیده

مقدمه

ازدواج در فقه

حکم اولیه در ازدواج

توضیح و مثالِ عنوان اولیه و ثانویه

عنوان اولیه و ثانویه در ازدواج

همسر مناسب

رفع اشکال

نکته

مسکن مناسب

شغل و حداقل درآمد

نکته اول : آیا ازدواج در ترک گناه کاملا موثر است؟

نکته دوم : وجوب ازدواج و تقلیل گناه

گناه استمناء و لواط :

اهمیت ازدواج در قرآن

نتیجه

منابع

ازدواج از نگاه قرآن و اهل بیت (ع)

انسان ها همیشه دورانی از زندگی خود را برای تشکیل خانواده و یافتن انیسی برای سکونت روح و آرامش قلب سپری کرده اند.

 

چکیده

حکم اولیه ازدواج، از مستحبات دین مبین اسلام است. ولکن در ادامه ی این مسئله از وجوب ازدواج در مواجهه با گناه پرده بر داشته و آن زمانی است که جوان (چه دختر، چه پسر) خوف و ترس داشته باشند که با عدم ازدواج، به گناه (أعم از گناه جنسی و غیر جنسی) آلوده گردند. (مکارم شیرازی، 1385، ص 395) آنچه ما در این جا به آن پرداخته ایم و محور مباحث مطرح شده است این است که آیا جوانی که خوف و ترس از گناه دارد ولکن شرایط دیگر برای ازدواج را که جز لوازم ازدواج و زندگی زناشویی است (همچون شرایط اقتصادی، همسر مناسب، بلوغ فکری و اجتماعی و ... ) را ندارد همچنان ازدواج بر او واجب است؟
خیر، اسلامی که احکام و مسائل مربوط به آن مبتنی بر معارف دقیق عقلی است، هیچ گاه چنین حکم غیر عقلایی به پیروانش نکرده و نمی کند؛ مگر می شود در اسلام حکمی باشد که خارج از توان و طاقت مکلف باشد و یا وجوبی بر انسان باشد اما در مقابل آن عذر و مانعی باشد که عمل به آن وجوب ممکن نباشد. از طرفی حکم کند ازدواج کنید و این ازدواج برای انسان واجب است و از طرفی دیگر بگوید با همسر بی دین ازدواج نکنید در حالی که همسر مناسب و متدین برای ازدواج فعلا وجود ندارد و نیاز به جستجو و تحقیق دارد و یا اینکه اسلام حکم کند به اینکه جوان باید ازدواج کند اما شریط اقتصادی و وضعیت مسکن جوان در حال حاضر مناسب نباشد و حتی قدرت اینکه خانه ای را اجاره نماید ندارد.
پس، از مباحث بالا نتیجه می گیریم ازدواج به صِرف وجود خوف از گناه، حکم وجوب به خود نمی گیرد بلکه باید شرایط دیگری نیز در آن دخیل گردد تا امر ازدواج بر عهده جوان آید و ذمه او را مشغول سازد.

مقدمه

قال الله تبارک و تعالی: «آمیزش جنسى با همسرانتان در شب روزه‌ دارى، حلال است، آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها».(1) (بقره، 187)
از اهم مسائل، در زندگی انسان ها در طول تاریخ بشر، تشکیل خانواده بوده و هست؛ انسان ها همیشه دورانی از زندگی خود را برای تشکیل خانواده و یافتن انیسی برای سکونت روح و آرامش قلب سپری کرده اند و آن برهه از زمان را، بهترین دوران و شیرین ترین لحظات زندگی یاد می کنند و البته کسانی که از این فیض عظیم مانده اند و همسری برای خود انتخاب نکرده اند و در آخر عمر، خود را تنها و بی کس یافتند از این محرومیتِ خود کرده، نادم و پشیمان اند؛ دلیل این مطلب هم از واضح ترین دلایل است و آن اقرار همان هایی است که برای خود خانواده تشکیل نداده اند و برای همیشه مجرد زندگی کرده و مونسی در زندگی بر نگزیده اند.
در این مقاله ما به دو مطلب اشاره می کنیم که عبارت اند از :
الف حکم ازدواج در اسلام ب اهمیت ازدواج در قرآن
بحث از این دو موضوع از این جهت ضرورت دارد که عده ای از جوانان در این دوره از زمان به سبب اینکه نسبت به ازدواج اهمیت زیادی قائل نیستند از آن خود داری میکنند و در هنگام مواجهه با سرزنش دیگران حکم اولیه ازدواج را سپر و توجیه عمل قرار میدهند در حالی که این مطلب بر خلاف پندار و گمان آنها است. دین اسلام نیز نه تنها انسان ها را به این امر (مجرد زیستن و عدم اختیار همسر) تشویق نکرده است بلکه همیشه در لسان قرآن و روایات انسان ها را به ازدواج ترغیب و تشویق نموده و از عدم آن به شدت نهی کرده است که ما در ضمن مباحث پیرامون بحث ازدواج به بسیاری از این آیات و روایات اشاره می نماییم.
به احادیث پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) در مورد انسان های مجرد توجه کنید :
1- بدترین مردگان شما عزب (مجرد) هایند. (ری شهری،1375، ج 5 ص 85).
2- بدترین شما عزب هاى شمایند و فرو مایه ترین مردگان شما عزب هاى شما هستند. (همان)
3- بدترین افراد شما عزب هاى شمایند؛ دو ركعت نماز فرد متأهّل بهتر از هفتاد ركعت نماز فرد غیر متأهّل است. (همان)

ازدواج در فقه

حکم اولیه در ازدواج

ازدواج، در رساله مراجع گرامی حکم اولیه آن از مستحبات دین مبین اسلام است. «ازدواج از مستحبات است و اگر کسی بترسد که با ترک ازدواج به حرام بیفتد ازدواج بر او واجب است» (مکارم شیرازی،1385، ص 390) ولکن در ادامه این مسئله از وجوب ازدواج در مواجهه با ترس از گناه پرده بر می دارد. رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه) می فرمایند : نکاح و ازدواج از جمله سنت من است و کسی که از سنت من اعراض کند و روی برگرداند از من نیست. (2) (مجلسی،1403، ج 68، ص 219)

توضیح و مثالِ عنوان اولیه و ثانویه

عنوان اولیه؛ حکمی است که بر افعال خداوند به لحاظ عناوین اولی آنها بار می شود. (مشکینی اردبیلی،1374، ص 121). مثل خوردن شراب که در اسلام حرام است و یا مثل: تجهیز جنازه میت واجب کفایی است.
عنوان ثانویه؛ حکمی است که بر موضوعی به وصف اضطرار، اکراه و دیگر عناوین عارضی بار می شود. (همان) به عبارت دیگر به هر مساله ای که دین مقدس اسلام آن را با در نظر گرفتن شرایط و قیودی متغایر با شرایط و قیود حکم اولیه در مساله بیان نموده است عنوان ثانویه می گویند. مثال : اگر انسان در بیابان بی آب و علف تشنه شد در حدی که عطش بر او مستولی گشت و آبی برای نجات جانش پیدا نکرد، می تواند به اندازه رفع عطش و رهایی از مرگ، شراب بخورد. مثال: اگر عده ای برای تجهیز جنازه اقدام کردند برای بقیه وجوب ساقط و امر به استحباب تبدیل می شود.

عنوان اولیه و ثانویه در ازدواج

مساله ازدواج همان طور که بیان شد در اصل (عنوان اولیه) مستحب و طبق (عنوان ثانویه) واجب است اما این وجوبی که در رساله آمده است بسیار مجمل بیان شده است که قدری نیازمند توضیح و تبین مطلب دارد چرا که بسیاری از جوانان مومن در برخورد اولیه با این مساله حکم وجوب را برداشت می کنند در حالی که اگر زوایای پنهان بحث تبین شود تکلیف به همان حکم اولیه (مستحب) بر می گردد و اصلا بحث وجوب مطرح نمی گردد. ازدواج واجب است در جایی که خوف از گناه وجود داشته باشد ولکن این خوف به تنهایی مجوز برای وجوب ازدواج نیست بلکه قیود و شرایط دیگری در کنار این خوف باید لحاظ گردد تا وجوب مستقر شود که این شرایط عبارت اند از :
1. همسر مناسب 2. مسکن مناسب 3. حداقل شغل و در آمد

همسر مناسب

آنچه در شرع مقدس اسلام معین شده است اینکه دختر و پسر باید کفوء یکدیگر باشند و اهم مسأله در باب کفوء و برابری عبارت است از ایمان؛ یعنی هر دو مومن، متقی و معتقد به مبانی الهی و اسلامی و عامل به این ها باشند، این مساله که در هر دو یافت شد، یعنی ایمان هر دو احراز شد سایر مسائل را خداوند متعال تأمین می کند. (حسینی خامنه ای،1389، ص 23) در روایتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند : «مرد مومن و مسلمان کفو و همتای برای زن مومن و مسلمان است. »(3) (شیخ حر عاملی،1409، ج 20، ص 67) و در روایت دیگر می فرمایند : هر كه با زنى به خاطر جمال و زیبایى اش ازدواج كند، دلخواه خود را در او نبیند و هر كه با زنى به خاطر مال و ثروتش ازدواج كند خداوند او را به همان مال و ثروت وا گذارد، پس بر شما باد [ازدواج با] زنان متدیّن. (4) (مجلسی،1403، ج 31، ص 36) چنان چه کسی به خاطر مال و جمال ازدواج کند ممکن است خداوند مال و جمال به او بدهد اما اگر برای تقوا و عفاف ازدواج کند خدای متعال مال و جمال هم به او خواهد داد.

 

 

 

رفع اشکال

ممکن است کسی اشکال کند که خداوند چگونه جمال می دهد در حالی که یک شخص یا جمال دارد یا ندارد. در جواب خواهیم گفت: بسیار اتفاق می افتد که در دادگاه های خانواده افرادی یافت می شوند که همسرشان از جهت زیبایی بسیار زیبا و خوش چهره می باشند ولی هنگام صحبت با همسرشان خواهید دید که همان زن زیبا رو، در دید همسرش بسیار منفور و حقیر است چرا که این زن منبع خلقیات زشت و ناپسند است ولی اگر انسان کسی را که خیلی هم جمیل نباشد دوست داشته باشد او را جمیل و زیبا می بیند. برای روشن شدن مسأله یک نمونه ی دیگر این که جوانی (چه دختر و پسر) که همسر بسیار زیبایی دارد اگر بفهمد که همسر او انسانی است نعوذ بالله زناکار چهره ی زیبای او در نظر همسرش از هر انسان زشت صورتی، زشت تر می شود. پس اگر جوانی خوف از گناه داشت ولی همسری مناسب و هم کفوء که در شأن او باشد برای او نبود و یا در حال حاضر این مورد برایش پیدا نشد آیا باز اسلام حکم به وجوب می کند؟ خیر، بلکه اسلام او را امر می کند به اینکه با همسری متدین و پاک ازدواج نماید. برای مثال یک دختر بی عفت و بد حجاب را فرض کنید؛ و یا یک پسر بی غیرت، که از هر گناه جنسی إبا ندارد را تصور نمایید، آیا اینها برای ازدواج مناسب اند؟ آیا کسی که به عهد الهی که همان «بندگی، اطاعت از اوامر و ترک معصیت» است بی اعتنایی می کند برای ازدواج گزینه مناسبی است؟ البته که اسلام چنین چیزی را اجازه نمی دهد که جوانی پاک و مومن بخاطر خوف از گناه با کسی ازدواج کند که از هیچ گناهی خوف ندارد و بدون هیچ واهمه ای دست به هر معصیتی می زند و با هر گناهی دست و پنجه نرم می کند. زن با ایمان هر چند كه كنیز باشد بهتر است از زن مشرك، و لو آزاد باشد، و داراى حسب و نسب و مال و سایر مزایایى باشد كه عادتا خوشایند انسان است. (علامه طباطبایی،1417، ج 2، ص 307) برای این که این مطلب به نور کلام اهل بیت (علیهم السلام) روشن گردد، به حدیث این توجه فرمایید. شخصی به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد : همسر مهربانى داشتم كه فوت كرد. فكر مى‌كنم كه باید ازدواج كنم. «فَقَالَ لِیَ انْظُرْ أَیْنَ‌ تَضَعُ‌ نَفْسَک» امام فرمودند : درست بنگر كه ناموس وجودت را در كجا منزل مى‌دهى و دست چه كسى را در اموال خود باز مى‌كنى و از دین و مذهب و اسرار نهان خود چه كسى را با خبر مى‌سازی. اگر جداً تصمیم به ازدواج دارى، جویاى دوشیزه‌اى باش كه نیكوكار و خوش‌اخلاق باشد. این را بدان كه خانم ها چنین توصیف شده‌اند : سرشت خانم ها متفاوت است. برخى غنیمت زندگى محسوبند و برخى تاوان و بار گران هستند. عده ای براى شوهر چون هلال ماه، مایه عیش و سرورند و برخى روز روشن را به سیاهى مى‌كشانند. هركس به خانمى شایسته دست یابد، سعادت او تأمین است و هركس در گزینش همسر فریب بخورد، راه گریز و انتقام ندارد. (5) (کلینی،1407 ج 3، ص 112)
کدام یک برای انتخاب همسر بهتر و شایسته تر است؟
با توجه به حدیث فوق مى‌توان اینگونه برداشت کرد که خانم ها به سه دسته تقسیم می شوند :
قسم اول گروه اول از زن ها، همسرانی هستند که با دامن سبز و پر ثمر و قلبى مملوِ از مهر و محبت همواره شوهر خود را در مبارزه با سختی ها و فراز و نشیب های دنیا یارى مى‌دهد تا در امور دنیا و آخرت پیروز شود و هیچ‌گاه، وسائل شكست او را فراهم نمى‌كند که مَثَل اعلای این قسم از زنان اُم الائمه، حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هستند.
قسم دوم گروهی از زن ها نیز چون درخت بى‌بار اند، نه صورتشان زیبا و نه سیرتشان دل‌آرا، نه آن مهر و فداكارى دسته اول را دارند كه همسر خود را در كار خیر یار و یاور باشد، نه تکیه گاه امنی که موجب اطمینان شوند.
قسم سوم اما گروهی از زنان نیز هستند شوم تر و آن دسته خانم هایی اند پر مدعا كه دائماً جیغ و فریادش بلند است؛ فضول و عیب جوى دیگران؛ كم را نمى‌پذیرد، فراوان را حقیر و ناچیز مى‌شمارد از این دسته نیز نمونه های فراوانی وجود دارد که در گذشته و حال، روزگار از لوس وجودشان بی لطف نمانده است؛ زمانی بلای جان پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) شده و یا قاتل فرزندانش و در زمان دیگر مایه مصیبت و شرمساری برای امت اسلامی و موجب انحراف جوانان بوده اند.
قابل ذکر است که [در بین زن ها یافت می شوند گروهی را که هم از قسم دوم و هم از قسم سوم بی بهره نیستند و صفات هر دو گروه را در وجود خود مندک کرده که جدًا از وجود اینان باید به خدا کریم پناه برد که بدون شک این اشخاص خار چشم اهل بیت (علیهم السلام) نیز می باشند].


مشخصات فنی

ازدواج از دیدگاه قرآن و اهل بیت: 18 صفحه

نظرات

نام:
رایانامه:
پیام: